این عوعو سگان شما نیز بگذرد به جنون گرفتار آمده اند، چشم و گوش بسته مردمان را می درند، دیوانه وار می رقصند، ابلیس پیروز مست است که سور عزای ما را بر سفره نشسته است، در خون ما شادی می کند، قهقه اش رنگ و بوی خون دارد، آن سوی دیگر کباب قناری بر آتش سوسن و یاس. ای جلاد ننکت باد.بدان که زمان گذشته از آن که تو بشکنی به ستم قلم/ که قلم چو آب روان گذرد ز قید و بند مرزهای جهان/ نه سکوت دخمه ها، نه سموم زخمه ها/ دگر ندارد آن توان که کهنه را به جای نو/به ذهن نو گرای ما پر کند/به قلب روشن و امیدوار ما/مباد روزگارتان دراز/ که از فشار ظلمتان/ چه رخنه ها ز فتنه ها/ که در دیار خسته جان ما/ فتاده از روال کج مدارتان... هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیر ختص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تأثیر اختران شما نیز بگذرد این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع این گرگی شبان شما نیز بگذرد پیل قنا که شاه بقا مات جکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد |